امروز

امروز به چشمان چه کسی خیره می شود ؟
امروز رو به روی چه کسی در کافه های این شهر می نشیند ؟
امروز از کودک فال فروش به نیت چه کسی فال می خرد ؟
امروز در فنجان قهوه اش نقش چه کسی می افتد ؟
امروز دست چه کسی را با محبت لمس میکند ؟
امروز ... امروز
... امروز ...
من که هنوز ...
به یادش قهوه می نوشم ،
فال می خرم ،
تنها کافه می روم و خیره می شوم به دست های خالی و سردم ...
و دو سیگاری که هرگز نکشیدمو نخواهم کشید...
او را نمی دانم ...! شاید فردا...
... امروز ...
من که هنوز ...
به یادش قهوه می نوشم ،
فال می خرم ،
تنها کافه می روم و خیره می شوم به دست های خالی و سردم ...
و دو سیگاری که هرگز نکشیدمو نخواهم کشید...
او را نمی دانم ...! شاید فردا...
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۸/۱۳ ساعت 13:53 توسط Paydar
|
سلام دوست من به وب ما خوش اومدی