حسرتــــــــــ مدادم ..

سرودن هایم بهانه می خواهد

حال که بهانه ی تمام سروده ها شدی

نیم نگاهی به دفتر شعرم بینداز

نگاه کن!

از برگ برگش غم می بارد

و از مدادم حسرت

کمرش خم شد بس که از سنگینی اشک نوشت

این روزها رو به پایان است

می ترسم با حسرت نوشتن از لبخند ِ لبی

تمام شود...

می ترسم از این که دیگه بهت حسی نداشته باشمــ ...

بی_عشق.jpg

صدامو در نیار ...

صدامو در نیار بزار تنهایی باورم بشه ...

می خوام جدایی از توهم تصمیم اخرم بشه ...

صدامو در نیار بزار از عشق  تو سرد بشم ...

تنهاییمـــــــــــــــــ را به رخ نکشــــــــــ ...

نگو که با اون نبودیـــــــــــــــــــ ...

تو داریــــــــــــــــــــ با خاطرات اون نفســــــــــــــ میکشیـــــــــــــ ...

دانلود آهنگ جدید سارا به نام صدامو در نیار

دعــــــــــــــــــــا ...

گفت : دعا کنی، می آید؛ 

 

گفتم : آنکه با دعایی بیاید به نفرینی میرود؛

 

خواستی بیایی،

 

با دعا نیا، با دل بیا ...!!

 

رهایی ...

تو دلواپســــــــــــــــــــــــــی چشاتـــــــــــــــــــ اشکیهــــــــــــــــــــــــ ...

نمیشـــــــــــــــــــــــه بگـــــــــــــــی دلیلش چیــــــــــــــــــــــه ....

خستگـــــــــــــــــــــــــــــــــیا رو از این خستــــــــــــــــــــــــه بگیــــــــــــــــــــر ...

بـــــــــ درکـــــــــ ..

گــــاهی وقــــتــا اونــــقــد خــــستــه مــــیــشــی که حــــوصلــه

تــوضــیــح دادنــم نــداری

مــیــذاری هــر جــور دوس دارن بــرداشــــت کــنــن

کــــلا دیــگــه مــهــم نــیــــس بــرات


مــیــگــی بــذار هــــر چــی مــیــخــان بــگــن بــه درک...

 

 

بارون صدای احساســــــــــــــــــ

 تو رو از دست دادمـــــــــــــــــــــ ...

تو یه لحظه ادم دنیاشــــــــــــو میبــــــــــــــــــازه ..

تلخه سکوتـــــــــــــــــــ این خـــــــــــونه ...

اخـــــــــ غیر از خدا کی میدونـــــــــــــه ...

42373834837234

مــــــــرا ...

 مرا به یاد خواهی اورد ...

 انچنان که باران غبار را از سنگ قبر کهنه ای می شوید ...

 تا نام فراموش گشته ای بدرخشد ...

 از پس سالها !!

 شاید ...

 مرا به یاد خواهی اورد ...

معجزه کن راویــــــــــــــ عشقــــــــــــــــــ

با سر انگـــــــــــــــــــــشت نگات روی ایینه شبــــــــــــــــ بنویس..

این خوابــــــــــــــــ طولانی بد نقطه پایــــــــــــــــــان تو نیست ...

برای معجزه ات خیلی دیر شد خــــــــــــــــــــــدا...

رفتـــــــــــــــــــــــــــــــ با گریه ...

با خاطرات اهنگ هایش باید ســــــــــــر کنمـــــــــــ ....

یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ...

http://www.axgig.com/images/26641772448492984899.jpg

 


یک دوست داشتن هایی هم هست
که از دور است و در سکوت
که دلت برایش از دور ضعف می رود
که وقتی حواسش نیست چشمانت را می بندی
و در دل دعایش می کنی
و با یک بوسه به سویش روانه می کنی
که وقتی بی هوا نگاهش با نگاهت یکی می شود
انگار کسی به یک باره نفس کشیدن را ممنوع می کند
یک دوست داشتن هایی هست
که به یک باره
بی مقدمه
پا در کفشِ دلت می کند
و جا خوش می کند
و از دستِ تو کاری بر نمی آید
جز از دور دوستش داشتن
یک دوست داشتن هایی هست
ساکت است ..
آرام است ..
خوب است ..
گم است ..

مولانا

من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه

صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه

در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم

هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه

جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی

جان را چه خوشی باشد بی‌صحبت جانانه

هر گوشه یکی مستی دستی ز بر دستی

و آن ساقی هر هستی با ساغر شاهانه

تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می

زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه

ای لولی بربط زن تو مستتری یا من

ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه

از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد

در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه

چون کشتی بی‌لنگر کژ می‌شد و مژ می‌شد

وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه

گفتم ز کجایی تو تسخر زد و گفت ای جان

نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه

نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل

نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه

گفتم که رفیقی کن با من که منم خویشت

گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه

من بی‌دل و دستارم در خانه خمارم

یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا نه

در حلقه لنگانی می‌باید لنگیدن

این پند ننوشیدی از خواجه علیانه

سرمست چنان خوبی کی کم بود از چوبی

برخاست فغان آخر از استن حنانه

شمس الحق تبریزی از خلق چه پرهیزی

اکنون که درافکندی صد فتنه فتانه

ولنتـــــــــــــــــــــــــــــــ

مهم نیست کادو ولنتاین نگرفتی....
مهم اینه که ارزش قلبت و واسه اونی که دوستت خواهد داشت نگه داشتی....
مهم اینه که قلبت و نگه میداری واسه اونی که قدم هاشو با تو بر میداره
هدف هاشو با تو طی میکنه....
اون روز خوب میاد زیاد عجله نکن با کسی که قدرتو نمیدونه و ترکت میکنه هدر بدی....
صبر کن ...
اون روز خوب میاد که قدم هایت با دیگری درگیر میشود و به نقطه تقاطع میرسی و به موازات زندگی کنار هم میمونین...
انگاه که عشق های زودگذر و کنارت میبینی قدر عشق پاکت و میدونی
میدونی برای ی نفر خواهد بود ارزش این عشق را بداند
کنار هم بودن بزرگترین موهبت زندگی باشه
نگران کادو ولنتاین نباش....
معنای عشق در صبر نهفته شده 

 ولنتاینــــــــــــــــــــــــــــــ مبارکــــــــــــــــــــــــــــ


 من به بعضی چهره ها چون زود عادت می کنم

پـیـششـان سـر بـر نمی آرم ، رعایت می کنم

 

همچـنـانکـه بـرگ خـشـکـیده نمـاند بـر درخـت

مـایـه ی رنـج تـو بـاشـم رفـع زحمـت می کنم  


این دهـــــان بـاز و چـشم بی تحرک را ببخش

آنـقــدر جــذابـیـت داری کـه حـیـرت می کـنـم  


کـم اگـر با دوسـتـانم می نشینم جـرم تـوست

هر کسی را دوست دارم در تـو رویـت می کنم  


فکر کردی چیست مـوزون می کند شعـر مـرا؟

در قــدم بـرداشــتـن هـای ِ تـو دقـت می کـنم  


یـک ســلامـم را اگـر پـاسـخ بـگـویی مـی روم

لـذتـش را بـا تـمـام شـهــر قـسـمـت می کنم  


ترک ِ افـیـونی شبیه تو اگـر چه مشـکـل اسـت

روی دوش دیــگـــران یـک روز تـرکـت می کـنـم  


تـوی دنـیـا هـم نـشـد بـرزخ کـه پـیـدا کـردمـت

می نـشیـنم تـا قـیامـت بـا تـو صحبت می کنم  


کاظم بهمنی

هنـــــــــــــــــــــــــوز...

هنوز نمی دانم صدا از چه جنسی است

نه از جنس چای است

که گرم شوم از نوشیدنش

و نه بخار داغ روی آتش است

که دستانم را جان دوباره بخشد

همینقدر می دانم 

که لحن گرم صدای تو

سوز زمستان را از تنم می گیرد...

تعادل

به نسیمی همه ی راه به هم می ریزد

کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد؟

 

 سنگ در برکه می اندازم و می پندارم

با همین سنگ زدن ، ماه به هم می ریزد

 

 عشق بر شانه ی هم چیدن چندین سنگ است

 گاه می ماند و ناگاه به هم می ریزد

 

 آنچه را عقل به یک عمر به دست آوردست

 دل به یک لحظه ی کوتاه به هم می ریزد

 

آه ! یک روز همین آه تو را می گیرد 

گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد *


   * فاضل نظری