بالا تر از سیاهی ...
چشم هایت را دوست دارم ...
از غم هایم هم سیاه ترند...
آنوقت هی بگو : بالا تر از سیاهی رنگی نیست ...
به چشمانت بگو نبارند ! همیشه از ابر های سیاه ترس داشتم !
ابرهای سیاه غم هایم را تازه میکنند ...
چشم هایت را دوست دارم ... آن ها جلاد های خوبی هستند !
شکنجه هایشان را دوست دارم ...
شکنجه هایی برای این دیوانه که دلش هوس چشمانت را کرده ...
فقط بگو مراقبم باشند ... دیوانه ها خیلی زود می میرند!
این روز ها خیلی خسته ام .... دلم عجیب هوای مردن کرده !
مرگ آن هم فقط با یک نگاهت !
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امضا : محمد ... فریاد هایی از جنس سکوت و دلتنگی
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۲۱ ساعت 23:13 توسط Paydar
|
سلام دوست من به وب ما خوش اومدی