تمام حرف هایم همان هایست که نوشته نمی شوند درک نمی شوند

همان سه نقطه های بیچاره...!!

میدانی باید بعضی وقت ها باور نکرد..دلت را بگذاری جای سرد تا یخ بزند

تا اگر گفت دوست دارم بگی این دلیل نمی شود که دیگران دوستم نداشته

باشند...این گونه باید دست کشید از انسان ها و از هر چیزی که تو را زجر

میدهد.گاهی می خوای به گذشته ات باز گردی!!و حال این که میبینی

چگونه می توانی همان مسیری را ادامه دهی هنگامی که قلبت گواهی

میدهد که دیگر بازگشتی نیست و زمان نمیتواند التیام بخش باشد....

چگونه می توان از خاطراتی که تلخ وشیرین زندگی تو را رقم زدند عبور کرد

هیچ گاه نفهمیدم که چرا همیشه اول هر چیزی قشنگ هست!!

چرا نمی توان خاطره ها رو فراموش کرد...

گاهی به اهنگی گوش می دهی که شاید برای هزارمین بار هست ولی

هیچ وقت نفهمیدی که چه می خواند..؟؟!

و میخواهی فراموشش کنی ولی می بینی گوشه ای از خاطرات تو را نوشته است

پسر سرزمین من

حرف های تو  را می نویسم حرف هایی که قربانی ان تو نیستی قربانی ان همان گفته های مانده در دلی هست که نتوانستی رو در رو بگویی

و فقط زمان فاصله اش را بیشتر کرده است

اینجا زمین است و رسم ادم هایش عجیب!!

اینجا حرف هایت را به باد تمسخر می گیرند اینجا جاییست که اسمان از زبان انسان هایش زخم زبان می بارد.اینجا جاییست که کتاب هایش قشنگ شروع شدند ولی هیچ وقت قشنگ تموم نشدند...

حرف های تو حرف های ناتمامی هست که در کوچه های بن بست زندگی اسیر شدند گاهی چون عروسکی میشوی که فقط لبخند میزنی و بعد باید سکوت کنی   سکوت....!!!

تقدیری را بهانه می کنی که برایت بد رقم خورده و حال این که فراموش کردی تقدیر را خودت رقم میزنی خودت مینویسی...

اینها را برایم نوشتی وحالا بگذار من برایت بنویسم

"فراموش کن" "بگذر" "ببخش" "عشق بورز" "دوست بدار" "خودت باش"

بگذار انچه را که میخواهد بشود "بشود" بگذار ان که را که می خواهد برود "برود"

شاید موقعی برسد که افسوس ان را بخوری افسوس این که هر روز  دوست داشتنت را به فردا می انداختی و حالا می بینی که دیگر فردایی  وجود ندارد افسوس این که زودتر از انچه فکر می کردی دیر شده است...

از کسی که دوستش داشتی ساده عبور کردی و حالا فهمیدی که باید

فراموشش کنی..خودش را..خاطره هایش را...

زمان به سرعت درحال گذر است و ثانیه به ثانیه...

و ان زمان خواهد رسید که می بینی در انتهای راه هستی و چقدر حرف  ناگفته در خودت داری...

زندگی چیزی نیست که تو برای ان تلاش می کنی زندگی عشقی هست   که تو می ورزی.قلب هایست که تو به ان محبت می کنی...

"محبت کن" یادت نرود که شاید شبی انچنان ارام گرفتی که دیدار صبح فردا ممکن نشد پس به امید فردایت محبت هایت را ذخیره نکن!!

بگذار صفحه اخر دفتر خاطراتم را این گونه برایت به پایان ببرم...

کسی را که دوست داری بدست بیار بهش محبت کن وگرنه مجبور هستی   چیزی را که بدست اوردی دوست بداری...

و یادت نرود:

از کسی که تو را دوستت داره بی تفاوت عبور نکن نگذار احساس کنه که برایش مهم نیستی ...هرگز به کسی که قصد شکستن قلبش را داری محبت نکن...

وحرف اخرم....

همیشه اخر همه چیز خوب هست اگر این طور نشد بدان هنوز به اخرش نرسیده است

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

صابر    ۲۰بهمن۹۱